اینکه از کودک بخواهیم کاری را رها کند و سراغ کار دیگری برود، یکی از رایجترین موقعیتهایی است که میتواند باعث بروز رفتارهایی مثل غر زدن، مقاومت، بیقراری یا قشقرق شود.
آدمها معمولاً به عادتها وابستهاند. حتی وقتی تغییر خوب و خوشایند باشد، باز هم انرژی و سازگاری میخواهد. برای همین عجیب نیست که خیلی از کودکان در جابهجایی بین فعالیتها، مکانها یا موضوعات مختلف دچار مشکل شوند.
اینکه از کودک بخواهیم یک کار را متوقف کند و سراغ کار دیگری برود، یکی از رایجترین علتهای بروز رفتارهای دشوار است؛ بهویژه در کودکانی که چالشهای هیجانی یا رشدی دارند.
به گفتهی دیوید اندرسون، روانشناس بالینی، «تغییر برای همه سخت است. یکی از دلیلهایش این است که معمولاً کودک باید از کاری که دوست دارد جدا شود و به کاری بپردازد که لازم است انجام دهد.»
مشکل در تغییر فعالیتها چه شکلی دارد؟
سختی در تغییر میتواند به شکلهای مختلفی دیده شود و بسته به کودک و موقعیت فرق داشته باشد. مثلاً:
- مقاومت کردن
- طفره رفتن
- پرت شدن حواس
- چانهزنی
- یا حتی قشقرق کامل
بعضی از این واکنشها به این دلیل رخ میدهند که کودک واقعاً از نظر هیجانی مضطرب و کلافه میشود و نمیتواند احساساتش را مدیریت کند. بعضی دیگر هم رفتاری هستند که کودک یاد گرفته با آنها میتواند تغییر را به تأخیر بیندازد یا از آن فرار کند.
مثلاً کودکی که به او گفته میشود وقت رفتن از پارک است، ممکن است قشقرق راه بیندازد چون هنوز نمیتواند خشم یا ناراحتیاش را کنترل کند. اگر هم تجربه کرده باشد که این رفتار باعث میشود کمی بیشتر در پارک بماند، احتمال دارد دفعهی بعد هم دوباره همین کار را تکرار کند.
بعضی کودکان هم به جای قشقرق، یاد میگیرند غر بزنند، حواس دیگران را پرت کنند یا مدام چانه بزنند تا تغییر به تعویق بیفتد.
دلیل مشکل در تغییر فعالیتها چیست؟
اگرچه تغییر موقعیت برای خیلی از کودکان سخت است — مثلاً کدام پدر و مادری تا حالا با مقاومت کودک برای کنار گذاشتن بازی یا آمدن سر سفره روبهرو نشده؟ — اما این موضوع برای کودکان که چالشهای رشدی یا هیجانی دارند، میتواند سختتر باشد.
نکتهی مهم این است که اگرچه رفتارها ممکن است شبیه هم باشند، دلیل پشت این رفتارها در کودکان مختلف فرق میکند. در ادامه، دلیل سخت بودن تغییر برای بعضی گروهها را میبینیم:
کودکان دارای ADHD
برای کودکان دارای بیشفعالی/نقص توجه (ADHD)، موضوع اصلی معمولاً به چیزی برمیگردد که برایشان جذاب و پاداشدهنده است.
متخصصان میگویند ADHD فقط مشکل کمبود توجه نیست، بلکه بیشتر به دشواری در تنظیم توجه مربوط است؛ یعنی کودک سختتر میتواند توجهش را از کاری که برایش جذاب است بردارد و به کاری معطوف کند که از او انتظار میرود انجام دهد.
به همین دلیل، وقتی کودک مشغول کاری است که برایش بسیار جذاب است — مثلاً بازی ویدیویی یا ساختن چیزی با لگو — جدا شدن از آن کار برایش خیلی سخت میشود. در مقابل، رفتن به سراغ کاری که برایش جذابیت کمتری دارد، مثل جمع کردن وسایل، ممکن است با مقاومت همراه شود.
از طرف دیگر، کودکان دارای ADHD معمولاً در تنظیم هیجانها هم دشواری بیشتری دارند. برای همین ممکن است واکنشهای احساسی آنها شدیدتر از دیگر کودکان باشد.
کودکان دارای اتیسم
برای کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، تغییر فعالیتها ممکن است حتی سختتر و شدیدتر باشد، اما دلیل آن کمی متفاوت است. برای این کودکان، دنیا گاهی میتواند گیجکننده، شلوغ و غیرقابل پیشبینی باشد. به همین دلیل، ثبات، نظم و قابل پیشبینی بودن به آنها احساس امنیت میدهد.
در نتیجه، تغییر ناگهانی در برنامه یا روتین فقط ناراحتکننده نیست؛ ممکن است برای کودک مثل این باشد که ناگهان زمین زیر پایش خالی شده است. این موضوع با چیزی به نام انعطافناپذیری شناختی هم ارتباط دارد؛ یعنی کودک سختتر میتواند خودش را با شرایط جدید، برنامهی تازه یا تغییرهای غیرمنتظره وفق دهد.
به همین دلیل است که بسیاری از کودکان اتیستیک ترجیح میدهند کارها را به همان روش همیشگی و در همان ترتیب آشنا انجام دهند.
کودکان با چالشهای پردازش حسی
بعضی کودکان، چه با تشخیصهایی مثل ADHD یا اتیسم و چه بدون آنها، ممکن است مشکلات پردازش حسی داشته باشند.
برای کودکانی که به محرکهای حسی بسیار حساساند، دنیا ممکن است بیش از حد پر سر و صدا، شلوغ یا سریع به نظر برسد. این کودکان معمولاً به نظم و پیشبینیپذیری نیاز دارند تا احساس آرامش و کنترل داشته باشند. وقتی شرایط خیلی سریع تغییر کند، ممکن است دچار مقاومت یا رفتارهای دشوار شوند.
بعضی از آنها هم وقتی از تغییر ناگهانی مضطرب و کلافه میشوند، ممکن است ملتهب شوند یا واکنش هیجانی شدیدی نشان دهند.
کودکان مضطرب
در کودکانی که اضطراب دارند، مشکل در تغییر اغلب از ترس میآید. این ترس میتواند ترس از ناشناختهها باشد، یا ترس از اینکه در موقعیت جدید چه اتفاقی قرار است بیفتد. یعنی گاهی خودِ «تغییر» مشکل اصلی نیست، بلکه چیزی در مقصد یا موقعیت جدید کودک را میترساند.
مثلاً اگر کودکی تجربهی ناراحتکنندهای در یک مکان داشته باشد، فقط فکر رفتن به آنجا هم میتواند اضطرابش را بالا ببرد. یا اگر کودکی از سگها خیلی بترسد، رفتن به خانهای که سگ دارد ممکن است باعث قشقرق، مقاومت یا حتی عصبانیت شدید شود.
بعضی از کودکان مضطرب، بهویژه کودکانی که وسواس فکری-عملی (OCD) دارند، ممکن است نیاز شدیدی به انجام «کامل و دقیق» کارها داشته باشند. اگر قبل از اینکه کارشان را دقیقاً همانطور که میخواهند تمام کنند، مجبور به توقف شوند، ممکن است خیلی ناراحت شوند. در چنین شرایطی، اگر بزرگسال از علت اضطراب کودک خبر نداشته باشد، ممکن است واکنش او را درک نکند.
قدم اول برای کمک به کودک چیست؟
اولین قدم این است که بفهمیم چه چیزی باعث میشود کودک در برابر تغییر مقاومت کند یا ناراحت شود. وقتی علت اصلی را بشناسیم، هم برای کودک و هم برای بزرگسالان، مدیریت این موقعیتها آسانتر میشود.
